تبليغاتX
خمیگان دوست داشتنی
حاج قنبر دار فانی را وداع گفته است پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 11:0
بنا بر اخبار رسیده حاج قنبر اصحابی مرد خیر ونیکوکار خمیگانی نیز چندیست به دیار باقی شتافته اند. حاج قنبر اصالتا اهل کرفس بوده که تقریبا در سال ۱۳۳۰ به خمیگان مهاجرت می کند. مدتی در خمیگان زندگی کرده و در سالهای ۱۳۴۰ به تهران رفته بود. به سبب همین مدت کوتاه زندگی در خمیگان به این روستا علاقه زیادی داشت.  در حدود ۴۰ سال گذشته حاج قنبر در امور خیر بویژه در خمیگان از پیشگامان محسوب می شد. او چندین خصلت پسندیده داشت. اول این که آدم مؤمن و پایبند به احکام و دستورات شرع بود. خیلی جدی و مآل اندیش بود. دیگر این که در راه خدا پول خرج می کرد مهمتر این که قوت قلبی برای مردم روستا در کارهای بزرگ بود. یعنی جلو می افتاد تا کار برزمین نماند هر چندهم که خودش خیلی هزینه نکرده باشد. تز او این بود: در کارهای عمومی من پیش می افتم و بالای سر کار می ایستم از مردم پول می گیرم و خرج می کنم هر جا هم که ببینم پول کم است خودم تأمین می کنم. با توجه به اعتباری که داشت هر کاری را که دست می گرفت به انجام می رساند. ساخت مسجد قبلی روستا، ساخت حمام عمومی روستا، احداث منبع آب برای حمام و .....همه مرهون همت او بود. هر چند که خود اهالی اصل هزینه ها را انجام دادند. ایشان در این اواخر بدنبال احداث دانشگاه پیام نور در روستا بود که متأسفانه وضع سلامتش امان نداد. برخی اختلافها هم با ادارات پیدا کرد و کار تعطیل شد. از خداوند باریتعالی برای آن مرحوم بخشش و آمرزش می طلبیم. انشاءالله با امام حسین ع محشور باشد.
نوشته شده توسط علی علوی  | لینک ثابت |

علیمردان قاسمی و فرمانده اش بر سر سفره خدا پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 9:48


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی علوی  | لینک ثابت |

این عکس را شناسایی کنید. شاید زیاد سخت نباشد. پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 9:35
 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی علوی  | لینک ثابت |

نامه محسن قاسمی از جبهه های کردستان به خانواده اش 1366 پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 9:28

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی علوی  | لینک ثابت |

گله های اقا ساسان و غفلت ما از ذکر فوت مرحوم محمد نجاری چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 11:59

شخصی به نام ساسان به سایت مراجعه کرده و گله به حقی را مطرح کرده است. او نوشته است :

از سایت باحالی ک داری متشکرم ولی یه گله دارم ازت
شما که هر وقت کسی از روستا دعوت حق رو لبیک میگه سریع تو سایت یه تسلیت میذاری و یه کم از بیوگرافی اون مرحوم یا مرحومه نقل میکنی چطور میشه که یکی رو از قلم بندازی؟
هر چی فکر میکنم دلیل خاصی براش پیدا نمیکنم
میدونی کی رو میگم
استا محمد نجاری
فعلا پیش داوری نمیکنم تا وقتی که خودت دلیلش رو برام ایمیل کنی.

آقا ساسان با سلام و عرض خیر مقدم به مناسبت حضور شما در سایت.

تذکر بجایی داده ای اما با اطمینان عرض کنم که حقیقتا هیچ یک از اهالی روستا برایم از این بابتها فرقی ندارند. من همه آنها را به غایت دوست دارم. هر کدام شان به دیار باقی می روند به سختی متأثر می شوم. اما گاه غافل می شویم. می دانی که به لحاظ شخصی من از کودکی با خانواده استا محمد ارتباط بسیار نزدیک داشته ام. نان و نمک این خانواده را بسیار خورده ام. طوبی ننه برایم گاه مادری کرده است. از گذشته با همه پسران آن مرحوم دوست صمیمی بوده ام بویژه مجمود آقا که همه بچه های روستا به صمیمیت و دوستی ما حسد می بردند. همه شب وروز یکجا بودیم و به منزل یکدیگر می رفتیم. یک نکته هم این که اخبار را بیشتر همکاران سایت می فرستند و من هم از طریق سایت از این خبرها مطلع می شوم راجع به آن مرحوم هیچ خبری در آن موقع نیامد وبعد که به روستا آمدم مطلع شدم و اتفاقا به به حکم وظیفه به منزل شان رفتم و عرض تسلیتی داشتم.

به هرحال مرحوم استا محمد یکی از اهالی خوب روستا بود. کار بنایی می کرد. بخش عمده ای از بناهای خشتی گلی قدیم روستا حاصل کارهای ایشان بود. انسانی آرام و کم حرف ولی خوش فهم و خوش معامله بود. سخنانی سنجیده و از روی تأمل و دقت بر زبان جاری می ساخت. از جمله آدم های کار افرین روستا بود. اصولا خانواده وی انسانهای ابزار ساز، دقیق و فنی بودند. برای مثال مرحوم علی نجاری کاردستیهایی برای مدرسه درست می کرد که بسیار پیشرفته تر از زمانه خودش بود و همه معلم ها و دانش آموزان را مبهوت می کرد. منزل آنها در اورتا محله واقع بود که خرابه های آن هنوز پا برجا است. خانواده ای گرم و با محبت داشتند و حاصل آن الحمدلله انسانهای ارزشمندی است که همه برای جامعه و اطرافیان خود مفیدند. 

از خدای متعال برای آن مرحوم آمرزش و غفران طلب می کنیم.   

 

نوشته شده توسط علی علوی  | لینک ثابت |

در خواست از همکاران سایت شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 22:49

همکاران گرامی؛ ضمن سپاس از زحماتی که برای سایت متحمل می شوید، از آنجایی که تا کنون خبرهای ما صرفا به درگذشت اهالی محدود بود به نظر می آید اخبار از این جهت اندکی ملال آور شده است. بذل محبت فرموده جهت اخبار ارسالی را به همه خبرهایی که می توانیم در سایت منتشر کنیم تغییر دهید و از این به بعد همه اخبار روستا حتی رزن و کل منطقه را تا آنجا که مقدور است ارسال کنید تا اینکه بتوانیم یکی از محصولات سایت را که قبلا هم زیاد حرفش را زده ایم یعنی روزنامه دیواری روستا را هماهنگ با سایت تولید کنیم. اخبار عمومی روستا مثل رسیدن دوباره آب رودخانه به ده بعد از مدتها، خبر مسرت بخشی خواهد بود، قبولیهای کنکور،  تصمیماتی که گرفته می شود، اتفاقاتی که می افتد، عروسیها یا  اگر کسی بخواهد برای فروش یک کالا یا خرید آن تبلیغی بکند و .......جالب خواهد بود.

نوشته شده توسط علی علوی  | لینک ثابت |

تصویر از امیرعلی صادقی جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 3:17


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی علوی  | لینک ثابت |


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی علوی  | لینک ثابت |

ارتحال رباب خانم جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 1:34

بنا بر اخبار رسیده رباب خانم هم دار فانی را وداع گفته است. ما با سالخوردگان روستا علقه

ویژه ای داریم، همه اش می ترسم که کسی خبری از این دست ندهد اما از دست اجل

گریزی نیست. هرگاه یکی از آنان دعوت حق را لبیک می گوید تنم می لرزد. بار خدایا

گذشتگان آنها را رحمت فرست و باقی ماندگانشان را عمر طولانی و باعزت عطا فرما.

در گذشت این مرحومه را به آقای قربان اسماعیلی و سایر بازماندگان تسلیت عرض

نموده و برای آن مرحومه مغفوره غفران واسعه الهی، همنشینی با خانم فاطمه زهرا(س)

را مسئلت می‌نماییم. روحش شاد و بهشت برین جایگاهش باد.

نوشته شده توسط علی علوی  | لینک ثابت |

مشهدی خیرعلی جعفری الی رحمه الله سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 17:36

مشهدی خیرعلی جعفری روزجمعه مورخ ۱۵/۲/۱۳۹۱ دار فانی را وداع گفته و به رحمت ایزدی پیوست. مجلس ختمش روز شنبه در روستا برگزار شد و تقریبا همه اهالی در آن شرکت داشتند. از روستاهای اطراف همچنین از شهرستانهای مختلف بویژه رزن، تهران، کرج، شهریار، نیز مهمانان زیادی در مراسم حضور داشتند. 

مشهدی خیرعلی فرزند مرحوم غنی بود. غنی هم فرزند مرحوم میرزامهدی، ایشان هم فرزند مرحوم ملا محمد بوده است که جد خاندان جعفری به حساب می اید. به همین سبب در گذشته به جعفریها در روستا محمدلی می گفتند. 

مشهدی خیرعلی انسانی غیرتی، ساده، رک و صریح و اندکی هم تند مزاج بود. بلند صحبت می کرد انگار که دعوا دارد اما دلش پاک و بی غل و غش بود خدایش بیامرزد و غریق دریای رحمت گرداند. 

نوشته شده توسط علی علوی  | لینک ثابت |