در دنیایی که رسانه همه عالم را فتح کرده بگذار نام خمیگان هم در عالم مجازی بچرخد.

مباحی نظری انتخابات -3

 آسیبها و آفات انتخابات

برخی آفات و آسیبها که در کشورهای دیگر در جریان انتخابات جاری است در روند تاریخی انتخابات دامن جمهوری اسلامی ایران را هم گرفته است که باید به اصلاح آنها همت گماریم. از جمله این که در بعضی حوزه ها می توان مسئله تقدم منافع فردی بر منافع عموم را هم در برخی کاندیداها و هم در برخی رأی دهندگان و هواداران ملاحظه نمود؛  در برخی حوزه ها عوامل غیر‌انتخاباتی به صورت جدی در انتخابات مداخله می کنند و عادلانه بودن آن را زیر سئوال می برند، همچنین جای تأسف است که بگوییم گاهی صرف پول بیشتر در اشکال مختلف بر روند رأی آوری تأثیر گذار شده است. از این مسائل می توان به وفور پیدا کرد. آگاهی مردم می تواند در این زمینه بسیار تعیین کننده باشد.

البته اینها روندها در بعضی از کشورها عادی است ولی در نظام جمهوری اسلامی ایران که حاصل زحمات طولانی صالحان و صدیقان از جمله بزرگانی چون حضرت امام خمینی (ره ) و خون هزاران شهید و جانباز است این امور قبیح و ناپسند است وهمه وظیفه داریم که مانع رواج آنها گردیم.


منبع : http://advdghki.blogfa.com/post-363.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ساعت 13:22 | توسط : علی علوی  | 

مباحث نظری انتخابات 2

دوم: اهمیت انتخابات

انتخابات از جمله با اهمیت ترین مستلزمات حکومتهای مردم سالار است. این پدیده در دوران معاصر به سکه رایج حکومت و سیاست تبدیل گردیده بگونه ای که می‌توانیم بگوییم بدون انتخابات، مردم سالاری در هر شکل آن بی معنی خواهد بود.انتخابات یکی از متداول ترین شیوه های گزینش افراد در غالب مناصب و مقام های اجتماعی- سیاسی مهم بشمار می‌رود. حکومتها اغلب مشروعیت خود در منظر افکار عمومی را مدیون انتخابات می‌دانند.

مقبول و منطقی بودن و فراگیری انتخابات سبب گشته تا انواع حکومت ها، بقای خود را در برگزاری انتخابات ولو به شکل نمادین و فرمایشی آن جستجو کنند و به دلخواه یا از روی اکراه به آن تن دهند.

در نطام جمهوری اسلامی ایران هم که یکی از الگوهای مردم سالاری است از آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان بستر اصلی نظام واگذاری مسئولیتهای اصلی به اشخاص از طریق رأی و انتخابات پذیرفته شده و به اجرا درآمده است. بطوری که در منطقه خاورمیانه کشوری انتخابات محور مثل ایران نداریم. در ایران متصدیان مهمترین نهادهای کشور از جمله رهبری نظام، رئیس جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا، اعضای حقوقدان شورای نگهبان، اعضای شوراهای صنفی و....از طریق انتخابات برگزیده می‌شوند. به این ترتیب است که درنظامی مثل جمهوری اسلامی بخش بسیار عمده‌ای از مناصب حکومتی و حاکمیتی از طریق انتخابات برگزیده می‌شوند، لذا است که در ایران خصوص اهمیت اصل انتخابات جای هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند. 


منبع : http://advdghki.blogfa.com/post-362.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه چهارم آذر ۱۳۹۴ساعت 23:10 | توسط : علی علوی  | 

مباحث نظری انتخابات 2

دوم: اهمیت انتخابات

انتخابات از جمله با اهمیت ترین مستلزمات حکومتهای مردم سالار است. این پدیده در دوران معاصر به سکه رایج حکومت و سیاست تبدیل گردیده بگونه ای که می‌توانیم بگوییم بدون انتخابات، مردم سالاری در هر شکل آن بی معنی خواهد بود.انتخابات یکی از متداول ترین شیوه های گزینش افراد در غالب مناصب و مقام های اجتماعی- سیاسی مهم بشمار می‌رود. حکومتها اغلب مشروعیت خود در منظر افکار عمومی را مدیون انتخابات می‌دانند.

مقبول و منطقی بودن و فراگیری انتخابات سبب گشته تا انواع حکومت ها، بقای خود را در برگزاری انتخابات ولو به شکل نمادین و فرمایشی آن جستجو کنند و به دلخواه یا از روی اکراه به آن تن دهند.

در نطام جمهوری اسلامی ایران هم که یکی از الگوهای مردم سالاری است از آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان بستر اصلی نظام واگذاری مسئولیتهای اصلی به اشخاص از طریق رأی و انتخابات پذیرفته شده و به اجرا درآمده است. بطوری که در منطقه خاورمیانه کشوری انتخابات محور مثل ایران نداریم. در ایران متصدیان مهمترین نهادهای کشور از جمله رهبری نظام، رئیس جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا، اعضای حقوقدان شورای نگهبان، اعضای شوراهای صنفی و....از طریق انتخابات برگزیده می‌شوند. به این ترتیب است که درنظامی مثل جمهوری اسلامی بخش بسیار عمده‌ای از مناصب حکومتی و حاکمیتی از طریق انتخابات برگزیده می‌شوند، لذا است که در ایران خصوص اهمیت اصل انتخابات جای هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند. 


منبع : http://advdghki.blogfa.com/post-361.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه چهارم آذر ۱۳۹۴ساعت 23:10 | توسط : علی علوی  | 

مباحث نظری انتخابات 1

من در روزهای گذشته نزدیک شدن تدریجی یک اتفاق بسیار مهم در زندگی سیاسی و اجتماعی کشور یعنی انتخابات مجلس خبرگان و شورای اسلامی را خبر دادم. حال به نظرم وقت آن است که در پیرامون مباحث نظری انتخابات از جمله مفهوم، مبانی، اهمیت، تاریخ، تاریخ انتخابات در ایران، کارویژه های انتخابات و ....سخن به میان آوریم. حال به یاری خدا گام در این راه می‌گذاریم تا چه قبول افتد و چه درنظر آید.
اول: مفهوم انتخابات
آنچه غالبا از واژه انتخابات به ذهن متبادر می‌شود، چهره برپایی تشریفاتی است که در آن، افرادی مطابق قانون و مقررات کشور خود را برای کسب مسئولیت هایی خاص داوطلب نموده و سعی می‌کنند تا نظر مخاطبین را به شیوه هایی مشروع نسبت به توانمندی های خود جلب کنند و بدین طریق آرای لازم را جهت تصدی امور اجتماعی و سیاسی کسب نمایند. در چنین مراسمی، افراد از آزادی کامل برای رأی دادن و داوطلب شدن برخوردارند. اما با کمی کنکاش در نمونه های واقعی انتخابات واضح می‌گردد که برگزاری چنین انتخاباتی جز در جوامع کوچک و آن هم با اغماض غیر قابل اجراست. چرا که اگر هیچ معیاری برای داوطلب شدن و هیچ نظارتی بر چگونگی جلب آرا موجود نباشد، برگزاری انتخابات در سطحی چند ملیونی یا حتی چند هزاری نیز به دور از سلامت یا حداقل به دور از انضباط خواهد بود. کما اینکه همواره شاهد بوده ایم پیش شرط ها و مقرراتی در برگزاری انتخابات حاکم شده است. امروزه مدعی ترین دموکراسی های دنیا نیز خود را از این قاعده مستثنی نکرده اند. قوانين بسياري از كشورهای نشان مي‌دهد كه در ساختار انتخاباتي براي برگزاري انتخابات سالم راهكارهاي متعددی منظور شده است. با وجود چنین الزاماتی در برگزاری انتخابات باید یادآور شد که هیچ قانون و هیچ نظارتی نباید بر اصل آزادی انتخابات خدشه وارد سازد. چرا که اگر عنصر آزادی را از انتخابات بگیریم، دیگر موضوعیتی برای انتخابات نمی‌ماند. انتخابات وسیله انتخاب است و انتخابات هنگامی معنا دار است که گزینه های مختلفی برای انتخاب موجود باشد و الا انتخاب یک نفر از میان یک نفر همانند ریاست جمهوری دوره صدام در عراق یا انتخاب یک جریان فکری از میان یک جریان فکری به همان اندازه بی معناست که انتخابات بدون آزادی بی معناست. از این حیث انتخابات در صورتی سالم است که دارای قوانین و مقرراتی منطقی باشد و در صورتی معنا دار است که در بستری آزاد برگزار شود. این دو اصل (آزادی ـ مقررات ) حدود انتخابات اند که اولی تحقق هدف انتخابات و دومی مشروعیت انتخابات را تضمین می‌کند.


منبع : http://advdghki.blogfa.com/post-360.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۴ساعت 1:12 | توسط : علی علوی  | 

خبر، خبر بسیار مهم

اجازه بدهید از واقعه بسیار مهمی که در آینده نزدیک در کشور اتفاق خواهد افتاد پرده برداریم. مردم شریف ایران و مردم شریف رزن، این واقعه مهم عملیاتی است که در روزهای پایانی سال رخ می دهد و به انتخاب نمایندگان دو مجلس بسیار با اهمیت ایران اسلامی یعنی خبرگان رهبری و شورای اسلامی منجر خواهد شد.
انتخابات گامهایش را آرام آرام بر می‌چیند و دامن کشان به سوی ما می آید. دیری نخواهد پایید که ماهها، هفته ها و روزها به سر می‌آیند و هفتم اسفند ماه 1394 فرا می‌رسد و همه مردم ایران از جمله مردم شهرستان رزن را به عنوان رأی دهنده یا انتخاب شونده در عرصه انتخابات حاضر می‌سازد. اهمیت این مجالس و نقش آنها در تعیین سرنوشت کشور بر کسی پوشیده نیست. آنچه باید در اینجا عرض کنیم یادآوری و تأکیدی مجدد بر این اهمیت است.
همین اندازه عرض کنیم که تنظیم روابط سیاسی( داخلی و خارجی) ، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی نظامی، همه و همه از طریق قوانینی انجام می شود که در مجلس شورای اسلامی به تصویب می رسد. به این ترتیب ما خواه ناخواه در همه عرصه ها نیاز به مطالعات و قوانینی داریم که زندگی مان را به بهترین نحو تنظیم نماید و منافع ملی، منطقه ای و محلی مان را به حد اکثر تضمین و برآورده سازد. این نوع قوانین و مقررات حاصل مجلسی مرکب از انسانهایی شایسته و با کفایت، با ظرفیت، توانمند، عالم، فهیم، دارای تجربیات و سوابق مدیریتی موفق، کاردان، مردمدار، متین و پایبند به اصول و ارزشهای اسلامی و ملی، مصلحت اندیش و به دور از افراط و تفریط خواهد بود.
بنابراین بر مردم سراسر ایران است که در جریان این واقعه مهم به دو اقدام مبادرت ورزند:
1- این که خدای ناکرده بی تفاوت نباشند و حق رأی خود را بین خود و خدایشان برای بهبود وضع کشور بکار گیرند. یعنی این که حتما در انتخابات حضوری فعال داشته باشند و در این فرآیندکه برای یک دوره 8 و 4 ساله سرنوشت کشور را در اختیار عده ای قرار می‌دهد مشارکتی مؤثربنمایند.
2- باز بین خود و خدایشان آینده نگران، بی طرفانه، بلند نظرانه، بدون چشمداشت، بدون لحاظ هرنوع تعصب ‌تلاش نمایند تا بهترین را از میان افراد کاندیدا برای نمایندگی در هر دو مجلس برگزینند. یعنی باید بدانیم که اوضاع کشور ما خوب یا بد با این انتخابها رقم می‌خورد. بدون تردید وضعیت فعلی کشور و منطقه ما حاصل انتخابهای ما در گذشته است و آینده ما با انتخابهای پیش رو تعیین می گردد. لذا است که باید اولا در پای صندوقهای رأی حضور پیدا کنیم و ثانیا تلاش کنیم تا بهترین نماینده را با توجه به معیارهای بالا برگزینیم.
در چنین حالتی هم اجر معنوی کسب می کنیم و هم در بهبود وضع کشور و منطقه خود سهم خواهیم داشت. با یاری خداوند اینگونه خواهد شد.


منبع : http://advdghki.blogfa.com/post-359.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۴ساعت 2:12 | توسط : علی علوی  | 

در رسای پوریا

درست یک هفته قبل پوریا قاسمی فرزند محمد هم در تصادفی وجشتناک در مقابل پارک رزن رخت به رفیق اعلا کشید و پرپر زنان به سوی خالق هستی شتافت و روستایی را داغدار کرد. البته تحمل داغ این جوان رعنا برای پدر و مادر نسبتا جوانش سخت است. از خدای بزرگ برای آن مرغ بهشتی رحمت و رضوان و برای پدر  ومادر داغدارش صبر و اجر مسئلت دارم. انشا الله این پست را بزودی تکمیل می کنم. 


منبع : http://advdghki.blogfa.com/post-358.aspx
تاریخ انتشار :  سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۴ساعت 22:39 | توسط : علی علوی  | 

برای نقیل دیین همکار سایت


این نوشته توضیحی برای پی نوشتهای دوستی به نام مستعار نقیل دیین است که به من اعتراض داشته چرا وقتم را برای این وبلاگ صرف می کنم که از آن آب و نانی برای روستا در نمی آید. یعنی می گوید این نوشته ها داستان و افسانه سرایی است و شرایط الآن اقدامات دیگری را می طلبد که به مردم کمک کند تا برخی مشکلات شان حل شود. تا اندازه ای هم راست می گوید. 

نقیل دیین جان سلام:

بهتر بود خودت را معرفی می کردی تا با مشغولیتهای جنابعالی هم آشنایی داشته باشیم. اگر شما از این نقیل ها بلد بودی و می نوشتی که باید کتابهایی در این زمینه تدوین نموده و ارائه کرده بودی و من هم به آن حاشیه می نوشتم تا تکمیل شود. البته به نظرم نمی آید شما افتخار بدهی و به چنین امور بیهوده ای بپردازی. بهترهم بود آن لفافه های دم خروس را بکار نمی بردی و طعنه نمی زدی که نمی دانم منظورم را متوجه شدی یانه!!!!

اگر من آن شخصیتی باشم که شما توصیف کرده ای دیگر نوشتن برایش فایده ای ندارد. آن هم آن تقاضاهای بزرگ که مطرح کرده ای. حقیقتا مدتی است من دیگر در این وب کمتر می نویسم یعنی مشغولیتهای دیگری دارم. این نوشته و برخی نوشته های دیگر را از مدتها پیش نوشته بودم و برای این که وبلاگ کاملا تعطیل نشود اینها را هر از چندی می گذارم. نوشته های من سمت و سوی دیگری پیدا کرده و در دو وبلاگ انجمن نخبگان رزن و وب سایت شخصی دکتر صفت الله قاسمی عرضه می شود.

البته نصیحت های خوبی کرده ای. منتها این نصیحتهای شما برای بچه های بازیگوش و بی مسئولیتی است که هندسه زمان و مکان حیات خود را خیلی نمی شناسند. نصیحتهایی از این قبیل برای ما که دهه ششم عمر خود را می گذرانیم و سرد و گرم روزگار را کم نچشیده ایم خیلی اعتماد به نفس می خواهد الحمد لله شما این جسارت را داری. به نظرم گذشته و حال ما این گونه نشان می دهد که از این بچه ها نبوده ایم. در مسائل اجتماعی فکر می کنم من همواره نه تنها در حد یک انسان عادی اهل روستا بلکه تا اندازه ای هم جلوتر حرکت می کرده ام. غالب آن صحبتها هم صحبتهای خود من است که به من تحویل داده ای.

این وبلاگ هدفی دارد که در مجموع آن را دنبال می کند. ثبت و بیان تاریخ و جامعه شناسی روستای خمیگان و بس. این هم برای من در حد یک تفریح و استراحت فکری است. همان محاسنی که شما در حاشیه صحبتها اشاره کرده ای را برای من دارد. قبلا هم دوستانی از این قبیل ایرادها به من گرفته اند و من در موارد زیادی به این ایرادها جواب داده ام. با این حال در مواردی من هم به شما و هم به آنها حق می دهم پرداختن به مسائل روستا و منطقه مهمتر است. ولی این کارها کارهای یک نفر آن هم من با این مشغله ها نیست.  ما باید همه با هم دست در دست هم بدهیم و آنها را به انجام برسانیم. شما باید پیش قدم شوید من را هم دعوت کنید در کنارتان باشم. تأکید می کنم حتما روی من هم حساب کنید من تمام قد در کنار شما هستم. شاید با همان احساس من وارد عرصه ای از کار شده ام که اگر خدا توفیق داد بیشتر بتوانیم به آن حرفهای نزده شما برسیم. آمادگی دارم که حضوری با هم صحبت کنیم و مسائل را بیشتر بشکافیم. شماره من 09126522279 است. برقرار باشید


منبع : http://advdghki.blogfa.com/post-357.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه چهارم آبان ۱۳۹۴ساعت 1:34 | توسط : علی علوی  | 

گراف پاییزی خمیگان - دوران اتکا به کشاورزی - زیبا

برای اینکه در بحبوحه اشتغالات دیگر، از خمیگان هم غفلت نداشته باشیم خوب است این گراف از این روستای زیبا در گذشته را مرور کنیم. پاییز است و امسال آیش آشاقو چول زیر کشت می رود. زمینها هنوز تقسیم قطعی نشده و کشاورزان هرسال مطابق آیشها زمین را موقتا تقسیم می کنند و می کارند. کشاورزها اوایل سال زمینها را تقسیم نموده و آنها را شخم زده و بعضا کشت کرده اند. هم اکنون هم کاری سنگین و نفس گیر در جریان است تا این که زمینهای آشاقو چول را برای کشت آبی آماده سازند. 6 دانگ کشاورزی شکل گرفته و مالکان شعیرها هر یک همراه و شریک خود را باز شناخته اند. ما با مشهدی رجبعلی یک جفت و شریک هستیم، جفت مقابل ما مرحوم مشهدی خدایار و خیرالله خالا اوغلو هستند. دو جفت بعدی مشهدی حسن و مشهدی حسین قاسمی، و مرحوم حسن چالبقایی اند. چهار جفت بعدی مرحومان شیخ علی آقا و احمد صادقی، حاج حسین آقا و مرحوم نجات قنبرعلی و حاج عشقعلی هستند و به همین منوال دانگهای پنجگانه دیگر شکل گرفته اند. آب را امروز پوشک کردند یعنی نوبت آب همه مشخص شد. آل ویر ورگاهو از دیرمان به آل ویر در آشاقو چول منتقل شده است. دانگ ما از جهت نوبت آب آردو (دوم) است. آب امسال خیلی زیاد است وکشاورزان به سادگی نمی توانند آن را حتی در دو ارخ مهار نمایند و ناچار باید به همدیگر کمک کنند. ال اله ویرله دا ! در آماده سازی زمین هم شریکها به نسبت نیاز آدام آداما با هم همکاری می کنند. چرا که برخی کارها مثل پاش چیکمک اصولا یک نفره ممکن نیست، و گاهی هم اگر افرادی توانایی اجیر کردن کارگری را داشته باشند در این فصل کارگر بسیارکم گیرشان می آید. هر کدام از چهار مسیر آشاقو چول، یوخاری بول، اورتا یول، آشاقو یول و جادا یولو مملو از کشاورزانی است که در تکاپوی آماده سازی زمین برای آبیاری در حال رفت و آمد به صحرا هستند. زمینها شخم زده شده اند و عده ای کاشت را هم انجام داده اند ولی عده ای هنوز در حال کاشت هستند. بوتون گوهان، یاروم گوهان، دیسک، هرکدام نوعی از کاشت هستند که برای پوشاندن عمیق یا نیم عمیق و سطحی، گندم و جو در زمین کاربرد دارند. تعداد بسیاری از کشاورزان مشغول پاش چیکمک، یا ایجاد مرز برای آبیاری زمین هستند. زمینها از نظر ساخت مرز دو نوع قابلیت دارند. زمینهای هموارتر را به صورت لابور مرزبندی می کنند. اما زمینهای کمتر هموار را کرت بندی می کنند. ما امروز برای پاش چیکمک به آشاقو چول آمده ایم. مشهدی عمو (رجبعلی) و پدرم مشغول پاش هستند و من از الاغها نگهداری می کنم. پدرم صبح زود که می آمدیم سبد دست چین را از باغ پر انگور کرد تا در صحرا بخوریم، من رحم نمی کنم از صبح تا الآن 2 کیلو بیشتر انگور خورده ام. اینگ امجگی ها و صاحبی ها و کشمشهای طلایی دل آدمی را می برد. ناهار باز هم به رسم تابستان آب دوغ داریم. من اندکی ناراحتم. دوست داشتم تخم مرغ یا نان و پنیر می داشتم. عیبی ندارد. علی خان و مرحوم جعفر علی ماله می زنند. آنها هفته گذشته بخشی از زمینهایشان را آبیاری کرده‌اند و حالا گوو یا گاورو شده است و باید آن را با ماله صاف کنند تا اولا کلوخها نرم شوند و زمین به صورت یک نواخت گندم و جو برویاند، ثانیا درو آسانتر شود، و ثالثا آبیاری در مراحل بعد سهل تر گردد. آنها برای این کار دو الاغ خودشان را به خیش و ماله بسته اند. الاغ علی خان قویتر است و به آن لای کشیده اند تا الاغ ضعیف تر مرحوم جعفر علی بتواند همراه آن کار کند. البته کمی ناراحت اند که الاغها به اندازه گاوهای نر که در گذشته های نه چندان دور مورد استفاده بودند قدرت و توان کار را ندارند. جمشید عمو و قدیرعلی خالا اوغلو حاج محمد علی را آورده اند تا با تراکتور برایشان کار کاشت انجام دهد. جمشید عمو یک لنگ محکم به کمر بسته و تخم می پاشد. قدیرعلی خالا اوغلو با یک برای او گندم می آورد. در گذشته نه چندان دور کار شخم و کاشت با گاو انجام می شد اما خانه حاج حسین آقا و حاج آقامعلی و حاج قربان آباد شود که پای تراکتور را به ده باز کردند و کشاورزها اندکی از بار کار رهایی یافتند. شخم و کشت کاری بسیار سنگین بود. اگر جنجل را هم به آن اضافه کنیم جوانها شما باید بدانید که کشاورز قبل از تراکتور درسال 4 ماه تمام بی وقفه کار داشت تا فقط به این کار برسد. عباس جمشیدی و مشهدی شیری در حال پاشیدن کود شیمیایی به زمین هایشان هستند. فردا نوبت آبیاری آنها است و باید زمین کود داده شده را آب بدهند. مشهدی فرج و اسد آمده اند تا ورگاه بیاندازند. یعنی این که موانع موجود در ارخ ها یا جوبها تا زمین خود را بردارند تا وقتی آب را از شریک قبلی تحویل گرفتند و به سمت زمین خود باز کردند یکسره به سمت زمین شان برود. به نظر می آید که شب نوبت آب آنها است. چرا که آنها خورجین پر از وسایل لازم را در روی الاغها انداخته اند و چراغهای فانوس شان هم به خورجینها آویزان است. مرحوم حاج آقامعلی، حاج میدان، اسدالله، عبدالله، علی و عباس در حال آبیاری هستند. چکمه بر پا، بیل بر روی دوش، شال در کمر، بیل کورک در میان شال، دسته های چبیق( چوبهای سبز تر که برای کمک به جابجا کردن آب استفاده می شد) در دست در قطعه زمین کنار حضرت عاباس تخته‌سی پشت مرزهای کرت این طرف و آن طرف می روند. گاهی قالاخ ویریله و گاهی سوممه لری باسولا تا آبیاری بخوبی انجام شده باشد. کم کم به یارو وعده نزدیک می شویم و باید عده دیگری آب را از حاج آقامعلی تحویل بگیرند. اینها مرحوم احمد دایوی مشهدی بیرام و شیخ علی آقا، مشهدی اکبر، علی آقا و باقر هستند. احمد دایو مشهدی اکبر را به سو یوخاروسو فرستاده است تا احیانا آب از جایی مرز رودخانه را نشکسته و بی هدف در صحرا روان نشود. احمد دایو آب را به دو جا تقسیم می کند. او با ظرافت پشت بیل را از جلوی آب می کشد و سعی می کند تا آب هر اندازه که ممکن است به صورت مساوی تقسیم شود زیرا آب برای کشاورزان بسیار با ارزش است. نضف آب را احمد دایو و نصف آن را مشهدی علی آقا و برادران استفاده خواهند کرد. دور زندگی کشاورزی در خمیگان سالهای سال بعد از آن همچنان در جریان بود و بود تا این که چرخ گردون روال زندگی را بر هم زد و جنگلهای متراکم و باغهای انبوه و یونجه زارهای بی انتهای روستا را به برهوتی غیر قابل تحمل مبدل ساخت. تا اینکه کدامین نسل از فرزندان توانای خمیگان با سر انگشت تدبیر برای این ناهنجاری چاره‌ای بیاندیشد آب بار دیگر آبادانی را اقلا در باغات روستا رقم بزند. در انتظاریم.


منبع : http://advdghki.blogfa.com/post-356.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۹۴ساعت 20:20 | توسط : علی علوی  | 

رزن شهدای گمنام را تشییع کرد

سو کنارینده تشنه لب لره سلام اولسون

قانه غرق اولان باش سوز پیکرلره سلام اولسون

عزیز زهرا، شهید کربلایه سلام اولسون

 هم سوسوز هم صاحب دریایه سلام اولسون

علی اکبر، بنی هاشمی مظهرینه سلام اولسون

ایشیق ویرن چراغ شهادت کارواننه سلام اولسون

قئرمئزی قانیله الوان اولان تل به تل گیسولرین نه

آهوی خوش منظرصحرای نینوایه سلام اولسون

گل لریم بو چؤلده، تئشنه سولسا سولسون

قانلی باغبانوی، گوزو دولسا دولسون

گرخزان عمر "سالار"، باغی اولسا اولسون

باغ دین باهار اولسون، حکمی پایدار اولسون

روز پنجشنبه مورخ پانزدهم مرداد ماه سال جاری در مراسم تشییع جنازه 11 تن از شهدای جبهه های حق علیه باطل حضور یافتیم.

 2 تن از آنان شناخته شده بودند؛ شهید امیر مسعود محمد زاده و شهید محمد نجفی. هردو از رزمندگان  لشگر 32 انصارالحسین (ع) که در عملیات 20 شهریورماه سال 1365 به فیض شهادت نایل گردیده بودند. شهید نجفی از روستای پشتجین شهرستان رزن و از خانواده ارزشمند نجفی است که 27 سال بعد از شهادت به آغوش خانواده باز گشته و  در روستا در کنار مادر غمدیده اش که در حسرت دیدارش در سال 1390 جان به جان آفرین تسلیم نموده به خاک سپرده خواهد شد.

9  تن دیگردر نزد ما زمینی‌ها با عنوان شهید گمنام شناخته می شوند و البته که در آسمانها نزد رب الارباب بخوبی شناخته شده و مرزوق هستند.

فضا را بسان فضایی می دیدم که در گذشته برخی ایام الله مثل بیست و یکم ماه رمضان، عاشورا، و بیست هشتم صفر را تصور می کردم. در آن ایام به سبب اعتقاداتی که داشتیم این ایام برایم عطر آگین به عطر اهل بیت، وحدت ویکرنگی، صفا، معنویت، اجماع، انسجام و مملو از احترام جلوه می‌کرد. البته حقیقتا هم آن ایام چنان بودند و هستند و دیروز هم چنین بود. چرا که فضای معطر با نام اهل بیت ( س ) و یاران با اخلاص شان، خواه ناخواه این گونه نورانی می شود. در این مراسم همه مردم رزن یک بار دیگر از بهترین فرزندان شان که در سخت ترین روزگار نظام مقدس جمهوری اسلامی و کشور، سرافرازانه سینه خود را برای دفاع از این نظام و شرف و عزت ایران اسلامی در مقابل دشمنان ناجوانمرد سپر کردند بخوبی قدردانی نمودند. شهدا هم چنانکه مرام شان است، این بار هم پیغام رشادت، ایثار و فداکاری، یکرنگی، صفا و صمیمت، اتحاد و انسجام را برای مردم رزن به ارمغان آوردند. باشد که قدرشان را بیش از پیش ارج گذاریم. به نظر می رسید مردم هم به این دعوت پاسخ مثبت داده اند.  

دیروز اشکهایم بی اختیار روان بود. البته نمی دانم علت چه بود شاید در سوگ سروقامتان شهید که روزگاری با آنان همسایه و رفیق بودیم اشک می ریختیم، شاید هم دانه های اشک من اشک شوق هم ذات پنداری خود با آنان بود. به هر حال غبطه می خوردم به مقام والا و بالایی که پروردگار بزرگ نصیب این سبکبالان عاشق کرده است.

خدایا چقدر این شهدا را دوست داشته ای که این همه فرصت نصیب شان کرده ای؟

قابلیتی به آنها دادی که زندگی شان همه خدمت باشد.

لیاقتی به آنان دادی که قامت رعنایشان همانند مولای شان علی اکبر حسین (ع )در جبهه های حق برزمین بیافتد تا مدافع سرجدای اسلام و وطن باشند.

به آنها شایستگی دادی که مردن شان هم دلهای مردم را جلا دهد، الهی کند ودینت را رونق بخشد.

دیروز افرادی را در تشییع جنازه دیدم اشک می ریزند که باورم نمی شد. ای کاش آنانی که توانایی درک عالم معنا را ندارند، بودند و به هنگام تشییع پیکرپاک شان می‌دیدند که جسد آنها با دل مردم چه می کند. زهی سعادت و خوشبختی. خدایا به حق یوسف گم شده زهرای مرضیه(س) مقام این یوسف های مردم ایران را که عالی است متعالی تر گردان.


منبع : http://advdghki.blogfa.com/post-355.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:55 | توسط : علی علوی  | 

نامه نظرعلی طلبه به خدا

نوشته ای که از نظرتان می گذرد نامه ای است که در دوره ناصرالدین شاه طلبه ای به خدا نوشته و از قضا بدست ناصرالدین شاه رسیده و او آن را بالتمامه اجابت کرده است. سادگی و خلوص نهفته در آن که علت اجابتش می باشدجالب و قابل مطالعه است.

در گذشته های نه چندان دور  طلبه ای به نام نظرعلی طالقانیدر مدرسه مروی تهران مشغول تحصیل علوم دینی بود. او طلبه ای فقیر و بی چیز بود. روزی از روزها نظرعلی به ذهنش رسید که برای خدا نامه ای بنویسد و وضع و حالش را بیان نماید و از او بخواهد که کمکش کند. بالاخزه قلم بدست گرفت و نامه ای ساده و بی آلایش برای خدا به رشته تحریر در آورد. مضمون نامه اش این بود: بسم الله الرحمن الرحیم خدمت جناب خدا ! سلام علیکم ،اینجانب بنده ی شما هستم. از آن جا که شما در قران فرموده اید : "ومامن دابه فی الارض الا علی الله رزقها" «هیچ موجودزنده ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده ی من است.» من هم جنبنده ای هستم از جنبندگان شما روی زمین. در جای دیگر از قران فرموده اید : "ان الله لا یخلف المیعاد" مسلما خدا خلف وعده نمیکند. بنابراین اینجانب به موارد زیر نیاز دارم : ۱ - همسری زیبا ومتدین ۲ - خانه ای وسیع ۳ - یک خادم ۴ - یک کالسکه و سورچی ۵ - یک باغ ۶ - مقداری پول برای تجارت ۷ - لطفا بعد از هماهنگی به من اطلاع دهید. مدرسه مروی-حجره ی شماره ی 16نظرعلی طالقانی

نظرعلی بعد از نوشتن .. نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ به نظرش می رسد کهدر مسجد بگذارم که خانه ی خداست. او به مسجد شاه در بازار تهران می رود و  نامه را در مسجد در سوراخی قایم میکند و با خودش میگوید: حتما خدا پیداش میکند! او نامه را پنجشنبه در مسجد می گذارد و می رود. صبح جمعه که ناصرالدین شاه به همراه درباریان و ملتزمین رکاب عازم شکار بوده  کاروانش لاجرم باید ازجلوی مسجد عبور می کرد. از آن جا که به قول پروین اعتصامی "نقش هستی نقشی از ایوان ماست آب و باد وخاک سرگردان ماست" ناگهان به اذن خدا بادتندی شروع به وزیدن می کند و نامه ی نظرعلی را روی پای ناصرالدین شاه می اندازد. ناصرالدین شاه نامه را می خواند و دستور می دهد که کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد، و نظرعلی را به کاخ فرا می خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند ،دستور می دهد همه وزرایش جمع شوند او روبه وزرا کرده و می گوید: نامه نظرعلی را خدا به ما حواله فرموده پس ما باید مطالباتش را فراهم کنیم و دستور می دهد همه ی خواسته های نظرعلی یک به یک اجراء شود. این نامه الآن در موزه گلستان  نگهداری می شود.

برگرفته از سایت روستای گوندوز


منبع : http://advdghki.blogfa.com/post-354.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۴ساعت 1:58 | توسط : علی علوی  | 
مطالب قدیمی‌تر